أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
148
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
حقّ تعالى رسول ( ص ) را از چشم بد وى نگاهداشت و اين آيت فرستاد و گفت : اين كافران خواستند تا ترا به چشم زخم كنند و ضررى به تو رسانند چون قرآن بشنيدند كه ميخواندى در تو نگاه ميكردند و ميگفتند : ما أحسنه و أفصحه ؛ تا به چشم زده شوى و ميگويند كه : او ديوانه است از غايت حيرت و سرگشتگى كه ايشان راست در كار تو ، و نيست اين قرآن الّا ذكرى و شرفى و موعظتى مر عالميان را ، پس كسى را كه چنين ذكرى و شرفى آرد براى جهانيان چگونه وى را ديوانه خوانند و با ديوانگى نسبت كنند ؟ ! در خبرست كه رسول ( ص ) گفت : العين حقّ و انّ العين لتدخل الرّجل القبر و الجمل القدر . و قال : لا رقية إلّا من عين اوحمة . اسماء بنت عميس گفت : يا رسول اللّه فرزندان جعفر را چشم بد ميرسد روا باشد كه براى ايشان افسونى و تعويذى نويسم ؟ - گفت : روا باشد ؛ گفتند : اگر چيزى بودى كه قضاء را غلبه كردى چشم بد بودى و متكلّمان را در اين خلاف است ابو على جبّائى و ابو القاسم بلخى گفتند : اين را اصلى نيست رمّانى گفت كه : اين ممتنع نيست و برين اجماع مفسّران است و معروف است ميان عقلاى مسلمانان و مجرّب است و سيّد رحمه اللّه « 1 » روا ميدارد و آنان كه روا نميدارند گفتند : كه تفسير آيت آنست كه به نظر عداوت به تو مينگرند و ميخواهند كه قدم ترا بلغزانند و هلاك كنند ترا .
--> ( 1 ) - مراد به « سيد » سيد مرتضى علم الهدى رضوان اللّه عليه است